تبليغاتX
قلم های سرخ
قلم های سرخ
اقتصادی، اجتماعی، سیاسی
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387
خداحافظ «خاطره»

خیلی متأثر شدم از رفتن «خاطره». سال 80 اولین بار خاطره پروانه رو دیدم. اون زمان خبرنگار فرهنگی بودم و در حوزه «اقتصاد فرهنگ» کار می کردم. می‌خواستم رو یک پرونده راجع به اقتصاد موسیقی بانوان کار کنم. «پریسا» اولین گزینه بود برای مصاحبه. از استادم، مرحوم داریوش زرگری شمارشو گرفتم اما حاضر نشد مصاحبه کنه. داریوش عزیز گفت با «خاطره پروانه» صحبت کن. وقتی به خاطره زنگ زدم، با علاقه گفت که خودش هم دوست داره راجع به این موضوع حرف بزنه. برای مصاحبه که گرفتم، شاگرد داشت و چند خانم برای تمرین آمده بودند. به اونا درس می‌داد و همزمان مصاحبه می‌کرد. به شاگرداش می‌گفت تحریرهای جدید رو تمرین کنن و ما صحبت می‌کردیم. خیلی گله می‌گرد از محدودیت‌هایی که برای زنان خواننده بعد از انقلاب ایجاد شده بود، از این می‌گفت که حتی چند بار به خاطر اجرا در خارج هم تذکر گرفته. می‌گفت کنسرت‌های بانوان توی کشور هم شده سالن «مد»!

ساعت 2.5 برای مصاحبه رفتم اما ساعت 8 شب از خونه خاطره اومدم بیرون. خیلی صحبت کرد اما نمی‌شد چاپشون کرد. بیشتر «خاطره» از خاطره‌ها گفت. می‌گفت استاد صبا به خاطر اینکه صدامو از مادرم (پروانه) به ارث برده بودم، اسم منو خاطرۀ پروانه گذاشت؛ در حالی که فامیل خودش «خاوری» بود. شاید جالب‌ترین خاطره‌ای که برام تعریف کرد، خاطره تقدیر شدن از طرف آخرین پادشاه افغانستان بود که اگر وقت کنم بعداً خاطره‌هاشو می‌نویسم. موقع خداحاظی هم یک CD از آخرین کارش رو بهم داد. این CD رو با تار امیر کوشکانی در اروپا اجرا کرده بودند. گفته بود «این CD رو به کسی ندهی‌ها و گرنه باز به من گیر می‌دن.» روحش شاد.

+ نوشته شده در ساعت16:13 توسط امیر لعلی