تبليغاتX
قلم های سرخ
قلم های سرخ
اقتصادی، اجتماعی، سیاسی
جمعه سی ام شهریور 1386
خیانت خصوصی سازی

دیگه تقریباً می‌شه گفت یک عزم جدی توی سازمان خصوصی‌سازی برای جلوگیری از حضور بخش خصوصی در اقتصاد و خرید سهام دولتی وجود داره. در حالی که در زمان عرضه بلوک اول سهام شرکت ملی مس به خریداران اعلام شده بود که بلوک بعدی نیز در بورس عرضه می‌شه، سازمان خصوصی‌سازی رویه واگذاری خودش رو عوض کرد و برای دم تکون دادن به دولت، پیشنهاد داد بلوک 20 درصدی دوم سهام مس در قالب سهام عدالت واگذار شه که تصویب هم شد. این تصمیم سازمان موجب افت ارزش سهام شرکت مس ‌می‌شه و قطعاً اعتماد بخش خصوصی رو برای سرمایه‌گذاری توی بورس برای خرید سهام دولتی از بین می‌‌بره. این قضیه اضافه بر مشکلاتیه که سر سهام هپکو در آورد. بدقولی و بلوف‌های سازمان هم قوز بالا قوز شده. کردزنگنه 5 روز پيش اعلام كرده بود كه واگذاري بانك‌هاي دولتي از 10 مهر ماه آغاز مي‌شه ولی این زمان مجدداً به تأخير افتاد. سازمان خصوصي‌سازي‌ از سال گذشته بارها و بارها زمان جديدي را براي واگذاري بانك‌ها اعلام كرد ولی همواره زمان واگذاري‌ها را به تعويق انداخت. كردزنگنه سال قبل گفته بود تا پايان سال 85 واگذاري بانك‌ها آغاز مي‌شه. بعد اين زمان رو به تير 86، شهريور 86، 10 مهر 86 و الان به آذرماه موكول کرد. توی همه این قضیه‌ها و بلاتکلیفی‌هایی که واسه سرمایه‌گذاران توسط سازمان ایجاد شده، می‌شه ردپای باچوب روندن سرمایه‌گذاران رو دید.

+ نوشته شده در ساعت16:13 توسط امیر لعلی
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386
دیروز و فردا

عادت کرده‌ایم که به خاطرات دیروز حسرت بخوریم اما یادمان می‌‌رود که امروز هم خاطره فردای ماست.

+ نوشته شده در ساعت19:42 توسط امیر لعلی
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386
حذف 3 صفر

این مطلب من روز یکشنبه در صفحه اول روزنامه تهران امروز چاپ شد.

***

رئيس‌جمهور چندي پيش شوراي پول و اعتبار را مامور كرد تا تبعات حذف 3 صفر از پول ملي را بررسي كرده تا در صورت مثبت بودن نتايج حاصل از بررسي‌ها، پول جديد ايران كه هزار مرتبه قوي‌تر از پول رايج فعلي است، چاپ شود.

اگرچه موضعگيري‌هاي موافقان و مخالفان اين طرح، تنها چند روز پس از انتشار خبر آن در مجموع كششي مثبت به اجراي طرح داشت اما بررسي عميق‌تر پيامدهاي سياست ياد شده بدون دخالت دادن انواع موضع‌گيري‌هاي احساسي و سياسي، آن هم در شرايط فعلي اقتصاد ايران، ضروري به نظر مي‌رسد.

پيامدهاي مطلوب‌ اجراي طرح


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در ساعت11:27 توسط امیر لعلی
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
BRT

بدبختی توی روزنامه‌ای کار می‌کنیم که لازمه از طرح BRT شهر داری حمایت می‌کنیم. هر روز که می‌خوام شب از روزنامه برگردم خونه، وقتی تو چهارراه ولی عصر کلی معطل می‌‌مونم و بارها و بارها چراغ سبز و قرمز می‌شه اما کسی سوارمون نمی‌کنه، همش بد و بیراه می‌گم به دعوای سیاست که فقط مردم رو از کار و زندگی انداخته. به خاطر طرح BRT شهرداری، تعداد مسافربرهایی سمت خیابون انقلاب و آزادی تردد می‌کردن کمتر شده و به خاطر ترافیک خیابون آزادی ناشی از همین طرح، صف مسافرها توی خیابونی که روزی بهترین خیابون تهران از نظر دسترسی به تاکسی و اتوبوس بود، بیشتر و شدیدتر شده. از یک طرف نه دولت می‌ذاره شهرداری اتوبوس برای طرح BRT وارد کنه و نه شهرداری که مخالفت دولت رو می‌بینه، حاضره کوتاه بیاد. این وسط مسافرای بیچاره (مثل من) باید مدت‌ها منتظر ماشین وایسن. بدتر از اون اینه که می‌خوای علیه طرح بنویسی، اما به دلایل شغلی نمی‌تونی. واقعاً که همه شیفتگان خدمتن!

+ نوشته شده در ساعت16:35 توسط امیر لعلی
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
حاج خانوم

وقتی حاج خانوم از در اومد تو، نیم ساعتی بود که همه توی سالن همایش‌ها نشسته بودن. حاج خانوم از در انتهایی سالن وارد شد و در مسیر حرکت به ردیف جلوی سالن، خانومای دیگه بلند شدن و احوالپرسی کردن. حاج خانوم اصلاً کله‌شو نچرخوند تا ببینه که کیا سلام می‌کنن بهش. چادرشو تا نوک بینی دور هم گره کرده بود و به سمت جلوی سالن می‌رفت. اونایی که در دو ردیف کنار حاج خانوم نشسته بودن،شروع کردن به حرف زدن و همهمه‌ای به پا شد. حاج خانوم وقتی به ردیف اول رسید، دید که ردیف اول سالن مهمانان ویژه دیگه نشستن. عصبانی شد. دستاشو از زیر چادر آورد بیرون. برگشت؛ یک نگاهی به مسؤول همایش کرد، با صدای بلند و با لحن عربی- فارسی خودش گفت شما به من بی‌احترامی کردین. من تو این جلسه شرکت نمی‌کنم. من باید ردیف جلو بشینم. مسؤول همایش که انتظار این برخورد رو نداشت، به من و من کردن افتاد. گفت ببخشید، گفتیم حتماً نمی‌آیید. خانمی که کنار من واستاده بود، گفت: ببین جوون. فکر می‌کنن ارث باباشونه. منم دو تا از پسرام شهید شدن. حالا اون کیه. خوبه که زن دوم آقای... هست. خودش که کاری نکرده، حالا شوهرش شهید شده که شده. این همه برای شوهرش مراسم می‌گیرن و ازش تقدیر می‌کنن براش کافی نیست؟ به خاظر شوهرش به اون که کم نرسیدن! کلی امکانات بهش دادن. به واسطه شوهرش، ... شوهرش هم وارد شورای شهر شد. دیگه چی می‌خوان؟

حاج خانوم داشت برمی‌گشت که یکی از مهمان‌های ردیف جلو آروم باهاش صحبتی کرد. حاج خانوم آروم شد. برگشت و توی ردیف سوم نشست ولی تا آخر برنامه، همه راجع‌به برخورد بدش صحبت می‌کردن.

+ نوشته شده در ساعت12:5 توسط امیر لعلی
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386
گفت و گو با پروفسور یحی کمالی پور

گفت و گوی جذاب امیرعباس تقی‌پور، دبیر همایش روابط عمومی الکترونیک را با پروفسور یحی کمالی‌پور، مدیر انجمن ارتباطات جهاني و رییس دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردو ايالات متحده امريكا را اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در ساعت13:1 توسط امیر لعلی
دوشنبه پنجم شهریور 1386
جوابیه

این جوابیه ای است از طرف خودم به وبلاگ خودم برای مطلب توهم:

عطف به مطلب «توهم» آن وبلاگ که در تاریخ 3 شهریور 86 انتشار جهانی یافته و در آن به توهم دوستی از دوستان مطبوعات اشاره شده است، به عرض می رساند با توجه به آن که دوستان دیگر رسانه ای فقط در حوزه اقتصاد به دنبال این همکار ما گشته اند و متأسفانه بدون بررسی لازم و خواندن دقیق مطلب اقدام به اهانت به بهراد مهرجوی عزیز که از دوستان صمیمی من است، کرده اند، بدین  وسیله هرگونه اتهام به وی را رد کرده و از دوستان دیگر خواهشمندم فرد دیگری را آن هم نه فقط در حوزه اقتصاد، جست و جو کنند. البته این نکته نیز جای سؤال دارد که چرا همه متف القول انگشت اشاره به سوی بهراد عزیز دراز کرده اند!

+ نوشته شده در ساعت12:20 توسط امیر لعلی
یکشنبه چهارم شهریور 1386
1000 تومان برای خبر سوخته

دیروز اولیه شماره دور جدید آسیا رو روی کیوسک دیدم. اولین چیزی که جلب توجه کرد، قطعش بود. فکر کردم روش خورده 100 تومان. وقتی یه نسخه رو از روی کیوسک برداشتم، وزنش برام جالب توجه بود که نشون دهنده تعداد زیاد صفحات بود. تا پولش رو حساب کنم، دیدم روش خورده 1000 تومان. گفتم این دفعه رو چون شماره اوله می‌خرم. هزار تومان دادم به کیوسکیه ولی وقتی توی تاکسی شروع کردم به نگاه انداختن به مطالب، دیدم همه خبرا سوخته‌است و حتی خبرهایی که نوشته بود «در گفت و گو با روزنامه آسیا» موضوعاتی قدیمی و تکراری بود. بعد هم مثل سابق که وقتی کسی به آسیا آگهی نمی‌داد، کلی خبر منفی باید ازش چاپ می‌شد، توی آسیای این شماره که هفتگی نیز بود، کلی مطلب علیه ایرانسل چاپ شده بود. کلی به خودم بد و بیراه گفتم که چند صفحه خبر سوخته رو به قیمت 1000 تومان خریدم.

+ نوشته شده در ساعت13:19 توسط امیر لعلی
شنبه سوم شهریور 1386
توهم

هنوز نمی‌تونه جملات درست و مرتبط باهم بنویسه ولی کلی ادعاش می‌شه. فکر کرده چون توی شرق و اعتماد و شهروند و... مطالبش چاپ شده، دیگه آخر خبرنگاره. فقط اون که نیست؛ چندتا از دوستاشم همین‌ جوریَن. خبر نداره که توی شرق و جاهای دیگه این تصحیح و زحمات تیم نیاورانی بود که باعث می‌شد مطالبش ایراد نداشته باشن یا کم ایراد باشن. حالا که 2 سال هم نیست وارد مطبوعات شده، ادعاش گوش آسمون رو کر کرده. تا کی این توهم‌ها طول می‌کشه نمی‌دونم. فقط اینو می‌دونم که همه اطرافیانش هم از پُزهاش خسته شدن و نمی‌دونن چطوری بهش بگن. کاش اینجوری بفهمه!

+ نوشته شده در ساعت19:1 توسط امیر لعلی
شنبه سوم شهریور 1386
صد باره

برای صدمین بار...

می‌نویسیم... نقد می‌کنیم... حذف می‌شود.

یکی باید کوتاه بیاید.

می‌گویند پررو هستید!

می‌نویسیم.... نقد می‌کنیم... حذف می‌شود.

بهانه همیشه وجود دارد... ننویسید، چون دولت علیه ماست...

بهانه همیشه وجود دارد... ننویسید، چون هفته دولت است...

می‌نویسیم... دفاع می‌کنیم... سانسور می‌شود.

همه ادعا دارند که آخرشند و بیشتر از ما نوشتن می دانند

بهانه همیشه وجود دارد...

می‌نویسیم... دفاع می‌کنیم... توجیه می‌کنیم.... حذف می‌شود.

ما بازهم می‌نویسیم... حقیقت را...

فردا...

حذف می‌کنند...

بهانه وجود دارد.

+ نوشته شده در ساعت11:20 توسط امیر لعلی