طهماسب مظاهري در همايش دانشگاه شريف يك صحبت جالبي در مورد خصوصيسازي كرد. گفت به جاي اينكه شركتها را مستقيم واگذار كنيم، خصوصيسازي را از بازارها شروع كنيم. به نظرم اين كار خيلي عقلاييتر از روشهاي فعلي خصوصيسازي است. براي مثال هم اينطور گفت: قبلاً بازار فرش، پفك، ماكارني و كالاهاي ديگر در كشور انحصاري و دولتي بود. فقط ميشد با حواله بسيج فرش ماشيني خريد ولي الان با خصوصيشدن بازارها همه ميتوانند فرش ماشيني بخرند. شركتها هم تبليغ ميكنند و بازاريابي خوبي انجام ميدهند. مثلاً در يك تبليغ ميگويد فلان فرش يك تختهاش كمه.
دو روز پيش همايشي در دانشگاه شريف برگزار شد. اكبر تركان، مديرعامل شركت نفت و گاز پارس در اين اين همايش در مورد تحريم ايران گفت: با وجود آنكه ابعاد تحريم محدود است، اما اثرات رواني آن از تحريم گسترده نيز بيشتر است. مي گفت الان براي تأمين منابع مالي اجراي پروژههاي نفتي مشكل داريم و هيچ بانك و نهاد بينالمللي حاضر نيست به ايران فاينانس بدهد. تركام نكته جالب ديگري هم گفت. گفت تا يك ماه پيش ما روي شرعي و غير شرعي بودن فاينانس خارجي شك داشتيم و اين مانع از اخذ فاينانس شد ولي حالا كه فهميديم شرعي است و ميشود از آن استفاده كرد، بانكهاي خارجي دارند همين بحث را بررسي ميكنند و ما همچنان فاينانس نگرفتيم. اين همايش نكتههاي ديگري هم داشت كه مينويسم.
ترم سوم كارشناسي ارشد، شيباني به ما اقتصاد ايران درس ميداد. درسي اختياري بود و فكر ميكردم ميتوانم چيزي از او ياد بگيرم. او سر كلاسهاي خود هر حرفي كه ميزد، در عمل عكس آن را ميديديم. ميگفت: بانكهاي خصوصي خيلي خوب عمل كردهاند و كمترين ميزان شكايتها را از اين بانكها داريم. در عمل ديديم كه چه بلايي سر بانك پارسيان آورد. ميگفت: وضع اقتصادي اصلاً خوب نيست ولي همواره در گزارشهاي غير رسمي ادعا ميكرد وضعيت خوب است. اخيراً هم دروغ بزرگي گفته است. او به احمدينژاد گفته است وضع شاخصهاي اقتصادي مثبت است و همه همگرايي دارند.(اينجا را بخوانيد.)
درست است كه شاخصها همگرايي بالايي دارند، ولي در جهت مثبت. به عنوان نمونه در حالي كه در اسفندماه سال گذشته نرخ رشد نقدينگي 34 درصد بود(در مقايسه با مدت مشابه سال قبل) و اوضاع از نظر كارشناسان بانك مركزي نگران كننده بود، رشد نقدينگي در خرداد نسبت به خرداد سال قبل 36 درصد بود. درآمدهاي دولت در سه ماهه اول بسيار ناچيز بود. نرخ تورم از 10.8 اعلام شده توسط بانك مركزي در اسفندماه، به 11.2 درصد در مرداد رسيد(درحالي كه شيباني اعلام كرد تورم كم شده است). تعداد مجوزهاي ساخت مسكن در كل كشور كم شده كه اين به معناي كاهش رونقي است كه ابتداي سال آغاز شده بود. رشد توليد ناخالص داخلي در سه ماهه اول 84 حدود 7.1 درصد بود و در سه ماهه اول سال جاري 4.7 درصد. به همين ترتيب رشد ارزش افزوده تمام بخشهاي اقتصادي طبق آمارهاي بانك مركزي كاهش يافته است. اوضاع اصلاً خوب نيست و آقاي رئيس كل براي حفظ صندلي خود، دروغ ميگويد. متأسفم.
يك هفتهاي ميشود سرم خيلي شلوغ شده و فرصت كمتري براي مطالعه دارم. يك هفته است هيچ روزنامهاي نخواندم و تنها مطالعهام به خواندن كتاب در مترو محدود شده است. امروز كتاب خاطرات وزير اقتصاد سالهاي 48-1341 را ميخواندم. در صفحههاي ابتدايي به موضوع 15 خرداد اشاره كرد. در بخشهايي از اين كتاب به نقل از او آمده است: آن روز]15 خرداد[ جلسه هيأت دولت برگزار شد. هيچكس جز علم نميدانست چه خبر است. « براي من كشتار آن روز فوقالعاده ناراحتكننده بود و فكر ميكردم چطور در كشوري كه چنين اصلاحاتي ميكنند]منظور اصلاحات ارضي است[ يك عده در خيابان ميريزند و كار به اينجا ميرسد، اين بود كه جلسه هيأت وزيران گفتم ... ما به عنوان دولت مسؤوليم، براي اينكه نتوانستيم كاري بكنيم كه اين اتفاقات نيفتد. خيلي تند صحبت كردم... چند وزير ديگر هم در همين زمينه صحبت كردند... در اين جلسه علم گفت يك كميسيون تشكيل بدهيد مركب از وزير كشور(دكتر پيراسته)، وزير دادگستري(باهري) و وزير اقتصاد تا در اين مورد تصميم بگيريم.» علينقي عاليخاني ميگويد «ما توانستيم 83 يا 84 نفر را پيدا كنيم كه در اين جريانات مرده بودند. يك عده هم آسيبهايي ديده بودند مثل كسي كه شيشههاي مغازهاش شكسته بود. هزينه خسارت ديدگان را كامل پرداخت كرديم. بعد تصميم گرفتيم به تمام خانوادههايي كه سرپرستشان را از دست داده بودند مقرري و هزينه تحصيل بچههايشان را تا زماني كه تحصيلاتشان را تمام كنند بدهيم... به ياد دارم تا شب انقلاب 57 هنوز كساني بودند كه از بودجه نخست وزيري از اين بابت پول ميگرفتند»!
ديروز با يكي از كارگران بازنشسته شركت چيت ري صحبت مي كردم. از خاطره هاي كارگري خود كه چند بار جلوي مجلس تحصن كرده بودند و يا محاصره بنياد تعريف كرد. يادم آمد روزي تيتر يك روزنامه ها اين بود: «بنياد چهار ساعت در محاصره كارگران».
بحث ما به شوراي شهر كشيد. مي گفت: آقاي ]...[ كه اكنون عضو شوراي شهر است، خيلي در ماجراي اين تحصن ها و احقاق حقوق كارگران مؤثر بود. مي گفت ما، كارگران و مردم ري به او رأي داديم و الا كسي در تهران او را نمي شناخت.
مي دانستم كه حقيقت را مي گويد. شهرري و منطقه جنوبي تهران يكي از كانون هاي مهم رأي گيري است و قطعاً آنها به هر كس رأي بدهند، رأيشان حرف اخر را خواهد زد. حالا بعد از 2 دوره تشكيل شوراها، اهالي ري اعتقاد دارند كه شوراي تهران را ري را فراموش كرد. به همين دليل فعالان كارگري شهرستان ري با همكاري فعالان سياسي و مسؤولان اين منطقه تصميم گرفتند اين دفعه از كيان منطقه و شهر خودشان دفاع كنند و ديگر زير بار تهراني ها نروند. آنها اتحادي از ميان كانديداهاي ري تشكيل دادند با نام «اتحاد فرزندان ري» و مي خواهند به افراد حاضر در اين ليست رأي بدهند. (اینجا را ببينيد.)
كارگر چيت ري هم همين را مي گفت. نمي دانم با اين توصيف آيا گروه هاي ديگر فعلي به حال رأي اين منطقه كرده اند يا نه؟
چرا در اين دوره كانديداهاي اصلاحطلبان در انتخابات شوراي شهر تهران رد صلاحيت نشدند؟
سناريوي اول: تحليل احمقانه
دليل عدن رد صلاحيت اين افراد از سوي گروه بررسي كننده اين است كه آنها خود به خوبي به عملكرد ضعيف دولت پي بردهاند و براي مصلحت نظام فكر كردند براي خروج از وضعيت فعلي سياسي و تصميمگيري كشور، لازم است گروهي در مقابل دولت مجدداً قد علم كنند تا مردم رضايت بيشتري داشته باشند.
سناريوي دوم: ديدگاه ليبرالي و مضحك
بر خلاف تصور عمومي كه هيأت اجرايي انتخابات كه خود زيرمجموعه وزارت كشور هستند و لازم است از طيف فكري خود حمايت كنند و به ديدگاههاي ديگر اجازه مطرح شدن ندهند، آنها كاملاً ليبرال عمل كرده و به آزادي انتخابات اعتقاد كامل دارند، بنابراين سعي كردهاند طوري در گزينشها عمل كنند كه همه گروهها حق حضور در انتخابات را داشته باشند.
سناريوي سوم: اعتقاد به غير سياسي بودن شوراها (ديدگاه ساده لوحانه)
1- نمي دانم كه چرا ما مطبوعاتي ها اينقدر توهم داريم. توهم اينكه ما هميشه در معرض خطريم، ممكن است به خاطر يك مطلب انتقادي ما را بدزدند!(ببرند وزارت!) و يا توهم اينكه ممكن است قلممان را از ما مفت بخرند. روزنامه هاي كه تعطيل مي شوند خيلي از بچه ها مي گويند «ما ديگر نمي توانيم جاي ديگر كار كنيم. ما قلممان را نمي فروشيم. ديگر براي كار فضايي وجود ندارد و....». زماني كه ما در شرق و روزگار مطلب انتقادي مي نوشتيم بعضي دوستانمان مي آمدند و مي گفتند «فلاني! من خبر دارم كه برات پرونده درست شده. آروم تر بنويس. اصلاً اسم نزن...» جالب اينكه تا حالا واسه ما اقتصادي ها مشكل خاضي پيش نيامده.
2- امروز علي حق به نقل از يكي از دوستان مشتركمان تعريف مي كرد كه گفته بود ليستي از خبرنگاراني كه با راديوهاي خارجي گفت و گو كردند آماده شده و قرار است با آنها برخورد شود. تازه مي گفت در هيأت دولت هم راجع به اين ليست صحبت شده!!!!!(واقعاً كه چقدر خبرنگاران مهمند و دولت به آنها اهميت مي دهد.)
3- توهم توطئه، توهم قلم و توهم آگاهي از همه امور بخش زيادي از جامعه مطبوعاتي را فلج كرده است. به هر جمعي كه مي رسيم از اين دست توهمات نقل مجالس مي شود. نمي دانم چه كسي بايد رك و راست اين را به بعضي ها يادآوري كند؟! فكر مي كنم همين جا لازم است بحث كنيم و نظرات هم را بدانيم.
این مطلب را برای یک مجله نوشته بودم.
«گفتم: برویم پارک قدم بزنیم.
گفت: برویم سینما.
گفتم: در این هوای پاییزی قدم زدن در پارک لذت بیشتری دارد.
گفت: خودخواه نباش. برویم سینما.
با خودم فکر کردم اگر خودخواه نباشم و به حرف او عمل کنم، یعنی او خودخواهی کرده است. نفی خودخواهی من به معنای پذیرش خودخواهی اوست.
... نه به سینما رفتیم نه به پارک.»
1- رفته بودم تماشاي فيلم «وقتي همه خواب بودند». فيلمي روان، ساده و دلنشين. در حين تماشاي فيلم دو موضوع قابل توجه وجود داشت: اول گريم بسيار خوب كه توانسته بود به زيبايي هرچه تمامتر گلاب آدينه را به يك پيرزن 90-80 ساله تبديل كند؛ دوم سوژه خوب فيلم كه اگرچه ممكن است با قدري اغماض مشابه برخي فيلمهاي ديگر مانند رنگ خدا، يك تكه نان و... باشد اما به خوبي توانست به مخاطبان سنتي و خشكه مقدس بفهماند كه عقيده مقدم بر ظواهر است. ماجراي فيلم، ماجراي پيرزني است كه سالها آرزوي رفتن به حج را داشت اما سازمان حج و زيارت در سن 90 سالگي كه فرصت زيارت فراهم آمده بود، به دليلي مانع رفتن او به حج شد. چند نفر از كودكان و جوانان ده او را به جايي در دل كوهها و در كنار يا تكه سنگ بزرگ ميبرند و ميگويند اينجا كعبه است... پيرزن چون نميدانست كه كعبه دقيقاً به چه شكل است، دور آن سنگ طواف كرد و همان حال معنوي را داشت كه در صورت تشرف واقعي به او دست ميداد. در اين فيلم به خوبي نشان داده شد كه كعبه با يك سنگ داراي تفاوت ماهوي نيست، بلكه اين نيت انسان است كه اهميت دارد.
2- بچه كه بودم فكر ميكردم چرا بايد 7 دور طواف كرد و دور خانه خدا چرخيد. مگر خدا خانه دارد؟ بزرگتر كه شدم ديدم همه اينها بهانه است. هدف فقط تمركز است. تهي شدن از ماديات و گسستن از ظواهر. ميگويند در طواف فقط به خدا و ذكرهايي كه ميگويي فكر كن و الا همه چيز از نو..... اين را گفتهاند براي سادهدلان. آنها كه فقط بايد دنبال بهانهاي باشند تا دلشان آرام گيرد. براي آنها كه هوشيارترند، همه جا ميتواند خانه خدا باشد. فقط بايد تمركز كرد. آري... خدا همه جا هست.
بانک مسکن جسورانه در آگهی تبلیغاتی خود تبلیغ میکند که با افتتاح حساب مسکن میتوانید از وام مسکن استفاده کرده و یا با فروش امتیاز خود، سود ببرید! و از این طریق عملاً نه تنها نشان میدهد نه تنها دلالی وام را مذموم نمیداند، بلکه آن را تبلیغ نیز میکند. در حال حاضر وام 18 میلیون تومانی مسکن به قیمت 3 میلیون و 500 هزار تومان در بازار داد و ستد میشود. از طرف دیگر گزارش های بانک مرکزی نشان میدهد بیش از 70 درصد وام های 18 میلیون تومانی مسکن مورد استفاده کسانی قرار گرفته است که قبلاً صاحب خانه بودهاند. واقعاً هرچه زمان میگذرد عدالت گستری در دولت جدید بیشتر نمود مییابد!
تا 6-7 ماه پیش علاقهای به خواندن کتابهای جلال با آن طرح روی جلد با زمینه سفید و عکس جلال به صورت قرمز، آبی، سبز و... نداشتم. در نمایشگاه کتاب، «سنگی بر گوری» جلال آل احمد را خریدم و چند وقت بعد از آن دوستی مجموعه تجدید چاپ شدهای از داستانهای جلال را به من هدیه داد. چند وقتی است که کتابهای جلال را میخوانم. از سنگی بر گوری شروع کردم. کتابی که شرح حال خود جلال است و گلههایی که از روزگار و خودش کرده است که چرا نمیتواند بچهدار شود. بعد از آن کتابهای مدیر مدرسه، سهتار، زن زیادی و... را خواندم. تنها نکته مثبت قلم جلال این است که در درون داستان چنان مخاطب را به گذشته برده و داستان دیگری برای او بازگو میکند که خواننده متوجه نشده و یک مرتبه به خود میآید و میفهمد که از موضوع اصلی داستان دور شده ولی اصلاً متوجه این قضیه نشده است. در مقابل، خود داستان اصلی کاملاً پوچ و بدون هیچ نتیجهگیری مفیدی است. بیشتر شرح حال است؛ شرح حالی که شاید اصلا برای مخاطب اهمیتی نداشته باشد. نمیتوانم چطور برخی آنقدر جلال را بزرگ میکنند!
از وقتي شرق و روزگار تعطيل شدند، ما -بچههاي اقتصادي- خيلي باهم صحبت كرديم كه گروهي برويم و در يك روزنامه مشغول به كار شويم. امير حسين مهدوي كه ديگر نمي خواست براي مدتي كار روزنامهاي انجام دهد، دبيري ماهنامه صنعت و توسعه اسحاق جهانگيري را بر عهده گرفت كه مجله خوبي از آب درآمد. رضا زندي هم گويا قصد ندارد پس از شرق كار روزنامهاي انجام دهد. چند روزنامه پيشنهاد دادند تا همه اقتصاديها(آنها كه ميخواستند كار كنند) باهم برويم و آنجا فعال شويم اما فكر كرديم رفتن گروهي ما موجب مي شود تا خبرنگاران فعلي آن روزنامه ها موقعيت فعلي خود را از دست بدهند و ما حاضر نبوديم اين اتفاق بيافتد. چند روز كه گذشت دو سه نفر گفتند كه فعلاً نميخواهند جايي مشغول شوند و ليلا لطفي هم به تنهايي به روزنامه سرمايه پيوست(كه فقط چند روز آنجا ماند و بعد با ناراحتي بيرون آمد). من، علی، حمزه و مهرجو مانده بوديم. مهرجو هم كم كمك ما را متوجه كرد كه ميخواهد فعلاً حقالتحريري مطلب بنويسد. من و علي شايد بيش از سايرين به روزنامههاي مختلف رفتيم و صحبت كرديم اما همچنان در مرحله تصمیم گیری قرار داریم. يكي از روزنامههايي كه پيشنهاد كار به ما داد، روزنامه جديدي است كه قرار است از شنبه منتشر شود تا در دوره انتخابات از قاليباف حمايت كند. با هر دو روزنامه داراي تفاوت عقیدتي هستيم. با يكي داراي تفاوت نگرش سياسي و با ديگري داراي تفاوت در رويكرد تحلیلی. از يك طرف غم نان اذيتمان ميكند و از سوي ديگر كار كردن در جايي كه بايد عكس عقايد و دلت رفتار كني، سخت و سخت است. من كه ماندهام نان مهمتر است يا عقيده؟
در اين جلسه از ميان 245 راي ريخته شده به گلدان عباسي با 155 راي موافق،70راي مخالف و 20 راي ممتنع وزير تعاون شد.
آنچه مهم تر از اين رأي اعتماد است، دليل دولت براي تغيير وزير تعاون بود. در شرايطي كه دولت تسهيلات ارزان قيمت براي گسترش تعاوني ها در سال جاري در نظر گرفت، ميزان بدهكاري تسهيلات گرفتگان قبلي به شدت افزايش يافته است. حمايت هاي بي پايان دولت از تعاوني ها موجب شد تا تقاضاي دريافت تسهيلات براي تعاوني ها افزايش يابد. از طرفي، هيچ نظارت دقيقي بر چگونه هزينه شدن تسهيلات ارائه شده صورت نمي گيرد و حتي وزير سابق تعاون اعلام كرده بود «اگر تعاوني ها نتوانستند اقساط خود را بپردازند، دوباره به آنها وام مي دهيم تا اقساط خود را پرداخت كنند.» اين گفته معنايي جز بخشش بدهي تعاوني ها ندارد.
تعاوني ها با اين فرآيند در حال تبديل به سم مهلكي براي اقتصاد هستند و منابعي كه دولت به تعاوني ها تزريق مي كند اگر در بخش هاي اقتصادي ديگر و از طريق سيستم بانكي به كارآفرينان خصوصي پرداخت مي شد، قطعاً براي اقتصاد مفيدتر بود.
شنيده مي شود رئيس جمهور از وزير جديد قول گرفته است تا سهم بخش تعاوني را با تداوم سياست هاي يادشده به چند برابر افزايش دهد!
محمد طاهري، دوست و همكار روزنامه نگار عزيزمان كانديداي انتخابات شوراي شهر تهران شد. شرح كامل را اينجا ببينيد.
در یک ماه گذشته سهام ایران خودرو و شرکتهای قطعهسازی مرتبط با آن در بورس اوراق بهادار تهران با تحولات قابل توجهی مواجه بودند به طوری که ارزش سهام این شرکت در روندی بدون نرخ معین در مهرماه با کاهش مواجه شد اما مجدداً از ابتدای آبان روند صعودی به خود گرفت.
معامله بانک پارسیان، دلیل افت قیمت
ماجرای معامله عمده 8/28 درصد سهام ایران خودرو و شرکتهای قطعهسازی زیر مجموعه آن در بورس از عمدهترین دلایل کاهش قیمت سهام ایران خودرو در بورس تهران بوده است. سهام این شرکت پس از برگزاری مجمع عمومی سالیانه و در روندی مشابه با سایر سهام بورس اوراق بهادار با افت قیمت مواجه شد و روند ابطال معامله سهام بانک پارسیان به دلیل اثرگذاری این ابطال بر سود پیشبینی شده میتوانست این نزول قیمت را تشدید کند. به همین دلیل سازمان بورس اوراق بهادار طی نامهای در تاریخ 28 شهریورماه اعلام کرد تا مشخص شدن وضعیت ابطال معامله عمده سهام بانک پارسیان نماد شرکتهای ایران خودرو و شرکتهای وابسته از جمله مهرکام پارس، چرخشگر، صنعتی نیرو محرکه و تولید محور خودرو تا اعلام وضعیت جدید و اعلام سود پیشبینی شده با توجه به شرایط جدید، متوقف خواهد بود.
مشخص نبودن وضعیت سهام معامله شده پارسیان و تبعات گسترده آن بر سهام ایران خودرو و سایر شرکتهای مرتبط موجب شد تا اطلاعیه شفافسازی ایران خودرو با گذشت بیش از 10 روز از انتشار اطلاعیه سازمان بورس در بازار منتشر شود. سازمان بورس اوراق بهادار در اطلاعیه شفافسازی مورخ 10 مهرماه به نقل از شرکت ایران خودرو اعلام کرد پیشبینی سود سهام این شرکت همان سود اعلام شده قبلی است که مردادماه به بازار اعلام شده بود.
دو روز پس از انتشار اطلاعیه شفافسازی و در تاریخ 12 مهرماه، نخستین داد و ستد بر روی سهام ایران خودرو پس از ابطال معامله سهام عمده بانک پارسیان انجام شد و سه عامل عمده موجب شد تا قیمت سهام این شرکت تا روز پایانی مهرماه در روندی نا منظم در مجموع حدود 160 ریال(تقریباً 9 درصد) کاهش یابد. دلیل اول تداوم روند کاهش قیمت پس از برگزاریمجمع عمومی سالیانه بود.
دلیل دوم به جریان ابطال معامله سهام بانک پارسیان بر میگشت. ایران خودرو به عنوان پیش قسط اول فروش سهام مبلغ 60 میلیارد تومان از خریداران سهام عمده بانک پارسیان گرفته بود، اما منوچهر منطقی، مدیرعامل شرکت اعلام کرد این مبلغ وارد چرخه مالی شرکت شده است و تا بازپرداخت آن به زمان نیاز داریم. این موضوع در کنار احتمال کشیده شدن دامنه ماجرای ابطال معامله بزرگ پارسیان و برکناری مدیرعامل این بانک به ایران خودرو، ریسک سهام این شرکت را افزایش داد و موجبات کاهش قیمت سهام ایران خودرو را فراهم آورد.
دلیل سوم افت قیمت سهام شرکت ایران خودرو، موضوع پرونده هستهای و موافقت اتحادیه اروپا با تحریم محدود ایران بود. به دلیل آنکه دامنه این تحریم احتمالی وجود نداشت، در بازار سرمایه این شبهه به وجود آمد که ممکن است تحریمهای احتمالی در روند تولید خودروهای مشترک ایران خودرو با شرکتهای خارجی خللی وارد سازد و همین دیدگاه در کنار دو عامل قبل به افت ارزش سهام ایران خودرو دامن زد.
سهم برتر برای خرید
پس از شفاف شدن موضوع ابطال معامله بخشی از سهام بانک پارسیان و روشن شدن این نکته که تحریمهای احتمالی در خصوص پرونده هستهای بر صنایع کشور تأثیری نخواهد داشت، دو ریسک عمده خرید سهام ایران خودرو تعدیل شد. از سوی دیگر، با کاهش قیمت سهام این شرکت در مهرماه و اصرار ایران خودرو بر تحقق EPS اعلام شده (به ازای هر سهم یک هزار و 204 ریال) شرایط برای خرید سهام ایران خودرو به خوبی فراهم شد، چراکه افت قیمت سهام در نخستین ماه پاییز موجب شد تا نسبت قیمت سهام به سود پیشبینی شده (P/E) به 3/2 برسد و این بدان معناست که کسی که نسبت به خرید سهام ایران خودرو در حال حاضر اقدام کند، میتوان سود یکسالهای حداقل به میزان 4/43 درصد کسب کند که این سود جدای از سود افزایش احتمالی قیمت سهام شرکت در این مدت است. این میزان سود از سود سپردهگذاری 5 ساله در بانکهای خصوصی کشور نیز بیشتر است و همین ویژگی موجب شد تا برخی فعالان بازار به ایران خودرو لقب «بانک خورو» دهند؛ بانکی که بیش از 2 برابر سایر بانکها به پس انداز مردم(خریداران سهام) سود پرداخت میکند.
این ویژگی در کنار انتشار اخبار جدیدی از شرکت ایران خودرو، تقاضای خرید سهام این شرکت را افزایش داده است. تولید ال 90 هشت ميليون تومانی از ابتدای آذرماه توسط ایران خودرو دستیابی این شرکت به دانش پلاتفرم در سال 86 نیز وضعیت سهام این شرکت را دوچندان بهبود میبخشند. آنچه مسلم است اینکه روزهای خوب و بهتری در انتظار سهامداران ایران خودرو است و فعالان بازار سرمایه فعلاً فروش سهام این شرکت را توصیه نمیکنند.